مرتضى مطهرى
572
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيست ، مثل اين كه به صورت كمان درمىآيد . كمان ساختن كار هركس نيست و بعلاوه وقت و نيروى زيادى مىبرد . اينجاست كه به تعبير خود اين فرد جاى غصب كردن هست كه اين كارى كه ديگرى كرده يكى بيايد از دستش بربايد . اين يك دليل ديگرى مىتواند باشد . 3 . نبودن محصول اضافى سوم : علت ديگرى هست و آن نبودن محصولات اضافى است ؛ يعنى به علت اينكه ابزار توليد تكامل پيدا نكرده بود ، بشر نمىتوانست بيش از احتياج روزمرهء خودش محصول به دست بياورد كه بتواند آنها را ذخيره كند . به قول اينها در دورهء اشتراك اوليه هم فلاحت بوده ، اما نه فلاحت در يك مقياس وسيعى كه از ما يحتاج و سرانهء افراد اضافه بيايد . هر كسى آن مقدار مىتوانسته توليد كند كه روزمره از آن اعاشه كند ، محصول اضافى نبوده است . ولى صنعت تكامل پيدا كرد ، بشر فى الجمله به درجهء تمدن رسيد ، ابزار توليد تكامل پيدا كرد ، يك نفر قادر بود كه چند برابر مصرف خودش توليد كند ، مثلًا يك نفر قادر بود كه بيست خروار يا بيشتر گندم در سال توليد كند در صورتى كه خودش [ بدون ابزار جديد ] دو خروار گندم مىتوانست توليد كند . وقتى كه محصول اضافى پيدا شد ، زمينه براى استثمار به وجود آمد كه يك افرادى خودشان كار نكنند و از محصول كار ديگران استفاده كنند . در گذشته چنين چيزى امكان نداشت . همين قدر كه محصول اضافى پيدا شد امكان اختصاص دادن به خود پيدا شد . امكان استثمار كه پيدا شد مالكيت خصوصى آمد . بنابراين مالكيت خصوصى آن وقتى پيدا شد كه امكان استثمار به وجود آمد . قبل از آنكه امكان استثمار به وجود بيايد ، غصب و قهراً مالكيت خصوصى امكان نداشت . - استثمار در غير اين حالت هم مىتواند پيش بيايد ، يعنى يك نفرى كه راحت طلب است خودش كار نكند و از دسترنج فرد ديگرى استفاده كند . استاد : نه ، جواب مىدهند كه اين عملًا امكان ندارد ، براى اينكه حداكثر مىشود مثل حيوان . كِى انسان يك حيوان را نگه مىدارد ؟ آن وقتى كه آن حيوان به اندازهء خرج خودش كه بايد زنده بماند بتواند كار كند . اگر يك حيوانى به اندازهء مصرف خودش نتواند كار كند مىگوييد كه اين به خرجش نمىارزد و دورش مىاندازيد . و لهذا در سالهاى قحطى كه حيوانها به خرج خودشان نمىارزند صاحب الاغ الاغش را در بيابان رها مىكند تا گرگ بخورد ، صاحب اسب اسبش را رها مىكند ، حتى صاحب گوسفند كه مىداند گوسفندش را نمىتواند از سر رد كند و بايد بيش از مقدارى كه آن گوسفند ارزش دارد خرج كند گوسفندش را رها مىكند . در آن زمانها - به عقيدهء اينها - اين طور